روایتی از سقوط و بازگشت یک دانشآموز رتبهبرتر با تکیه بر اصول هیلگارد «امیر» رتبه ۳۵۰۰ داشت، اما رؤیای پزشکی رهایش نمیکرد.
برنامهاش دقیقاً ساعتخورده بود: ۸–۹ زیست، ۹–۱۰ قرابت، ۱۰–۱۱ دینوزندگی…
در هفته سوم، نمودار عملکردش در دفتر خودش نشان میداد کاهش ۴۲٪ راندمان مطالعه.
بعد از جلسه مشاوره، متوجه شد مشکل او «ساعت» نیست؛ مشکل، افزایش بار شناختی (Cognitive Load) و اضطراب مبتنی بر زمان است. طبق یافتههای هیلگارد و قانون Yerkes–Dodson، وقتی اضطراب ناشی از عقبافتادگی از یک ساعت مشخص بالا میرود، «کارکرد اجرایی» (Executive Function) کاهش پیدا میکند.
پس برنامهاش تغییر کرد: از «۸ تا ۹ زیست» → به «۱ واحد زیست قبل از ظهر». نتیجه؟ طی ۱۴ روز، نرخ تمرکز پایدار او از ۵۸٪ → به ۸۳٪ رسید. چرا این اتفاق افتاد؟ ریتمهای زیستی (Biological Rhythms) اجازه نمیدهند همه چیز روی ساعت ثابت باشد. مغز در شرایط فشار زمانی وارد حالت Threat Response میشود. برنامهریزی انعطافپذیر باعث تقویت Self-Regulation میشود. در همایشات این مطلب کامل توضیح داده شده است.
دکتر رنگو